کیفیت ارزان نیست!
حتما چشم‌بندهایی را که برای خوابیدن استفاده می‌شود شما هم دیده‌اید؛ برای این‌که نور محیط، مزاحم استراحت نشود. مخصوصاً برای استراحتی کوتاه در میانۀ روز، این چشم‌بندها خیلی به درد می‌خورند. چند وقت پیش یکی از آنها را از یک دستفروش خریدم. علتِ خرید این بود که نیازی به مراجعه به فروشگاه نبود و کالا خودش داشت به من عرضه می‌شد، و البته از همه مهم تر اینکه ” ارزان” هم بود.
اما وقتی یک بار این چشم‌بند را در خانه روی چشم گذاشتم، فهمیدم که جایش فقط در سطل آشغال خواهد بود! پارچه‌ای بدبو و با جنس بد، و طراحی‌ای که به چشم فشار می‌آورد، چیزهایی بود که اگر می‌خواستم از این چشم‌بند استفادۀ پیوسته داشته باشم، احتمالا مرا دچار عارضه‌های پوستی و چشمی می‌کرد. این ۲۰۰۰ تومان، ناخواسته دور ریخته شد تا یادم باشد برای خرید این جور چیزها هیجانی نشوم.
حالا اگر همین چشم‌بند را با جنس خوب از داروخانه مثلا ۵ هزار تومان بخرم، ارزان است یا گران؟
” ارزانی” واژه‌ای است که مثل مغناطیس، خریداران را به خود جلب می‌کند. هرچند هر ارزانی‌ای بی‌دلیل نیست و گاهی وقت‌ها خرید یک جنس ظاهراً ارزان، هزینه‌های پنهانِ فراوانی را به خریدار تحمیل خواهد کرد که شاید فقط با پول هم قابل جبران نباشد. به‌ قول یک ضرب‌المثل انگلیسی: « آن‌قدر پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم! » در عین حال، ارزان‌فروشی یا به‌عبارتی، فروختن به قیمتی پایین‌تر از رقبا، می‌تواند یک استراتژی هوشمندانه باشد که اگر درست به کار گرفته شود، هم برای فروشنده سودآور خواهد بود و هم خریدار رضایت بیشتری خواهد داشت. این نوع ارزان‌فروشی، می‌تواند چرخۀ تولید و توزیع و فروش را بهینه‌تر کند و بسیاری از هزینه‌های اضافی و غیر ضروری را در این میان حذف کند. مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای که از این راهکار استفاده می‌کنند. اما برسیم به همان بحث «ارزانی» که از قضا در فرهنگ ایرانی بسیار ریشه‌دار است. لطفا با ادامۀ مطلب همراه ما باشید.
“ارزانی” را از کاریکاتورهای مجلات گرفته تا صحبت‌های مردم و گاهی وقت‌ها سر در مغازه‌ها (با اصطلاحاتی مثل “حاجی ارزونی” بسیار دیده‌ و شنیده‌ایم. یکی از آخرین مواردش، جمله‌ای بود که بر سردر یک فروشگاه نوشته شده بود: ” ارزان فروختن خدمت است، ارزان خریدن هنر”.
ارزان فروختن دقیقا یعنی چه؟ آیا ارزان فروختن بهتر است یا جنس خوب فروختن؟ یک جنس خوب چقدر می‌ارزد؟ اصلا معیار « ارزانی» چیست؟ چرا گاهی‌ وقت‌ها فکر می‌کنیم یک جنس گران است؛ یا برعکس، جنسی را ارزان می‌دانیم؟ دقیقا چه واکنشِ ناخودآگاهی پس از شنیدن قیمت یک کالا یا خدمات در ذهن ما اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود تصوری از ارزانی یا گرانی داشته باشیم؟ شما چه فکر می‌کنید؟
وقتی شما برای خرید جنس یا خدمتی پولی می پردازید در حقیقت بهای کیفیت آن را می پردازید.
در تعاریف کیفیت به میزان و درجه برآورده شدن خواسته ها اشاره شده است، خواسته ها و نیازهایی که معمولاً توسط مشتری بیان می شود. این الزامات و خواسته ها می تواند برای هر مشتری متفاوت باشد به همین خاطر از عبارت میزان و درجه استفاده شده است. یعنی ممکن است محصولی برای یک مشتری محصول باکیفیتی باشد و برای مشتری دیگر محصولی کاملاً بی کیفیت.
هر ارزان فروختنی خدمت نیست و هر ارزان خریدنی هم هنر نیست؛ اول دنبال عرضه و خرید جنس خوب باشیم، بعد سر قیمت چانه بزنیم 🙂 شما چه نظری دارید؟!

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *